آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
147
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
ورود سفير ما به اصفهان ما در دهم آوريل داخل اصفهان شديم و بايد بهدقت ترتيب پذيرايى خود را در اين محل بيان نمايم . سه ميل به آن شهر عظيم مانده از ما خواهش كردند كه به قدر يك ساعت در باغى كه پادشاه در آنجا داشت ، استراحت كنيم . در آن باغ براى ما جشن و ضيافتى ترتيب دادند . كارگذار دولت انگليس و بعضى تجار انگليسى به استقبال سفير آمدند . بعد از آنها حاكم اصفهان و خزانهدار و خواجهنظر رئيس ارامنه با جميع قزلباشان شهر با چهار هزار نفر سوار با اسبهاى ممتاز به استقبال ما آمدند . دشتها و كوچهها تا دو ميل در سر راه ما از تماشاييها پر بود و مرد و زن زياد از شهر كه اقلا ده هزار نفر مىشدند ، هنگام عبور ما بهصداى بلند خوش آمديد مىگفتند . ميان سوارها چهل طبل بزرگ بود . همچنان زنهاى فاحشه و بچهها كم نبودند و با رقصهاى عجيب و غريب اسباب زينت اين پذيرايى گشته بودند .